دیدگاه شما نسبت به عشق

 
دیدگاه شما نسبت به عشق 

 

دلم کسی را می خواهد که دوستم داشته باشد . . .

شانه هایش را برای گریستن و سینه اش را برای نهادن سرم و

چشمانش را برای خالی نمودن غم هایم می خواهم .

دلم کسی را می خواهد که مرا با آنچه هستم  دوست بدارد . . .

با تمام خوبی ها و بدی هایم . . .

با تمام مهربانی ها و نا مهربانی هایم . . .

دلم کسی را می خواهد که آفتاب مهر را به قلب خسته ام هدیه دهد

 

دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه به خاطر شخصيتي كه من در هنگام با تو بودن پيدا مي كنم.
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود.
اگر كسي تو را آن طور كه مي خواهي دوست ندارد ، به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد.
دوست واقعي كسي است كه دستهاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند .
بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد .
هرگز لبخند را ترك نكن ‚ حتي وقتي ناراحتي چون هر كس امكان دارد عاشق لبخند تو شود.
تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي ، ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي.
هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند ، نگذران .
شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را ، به اين ترتيب. وقتي او را يافتي بهتر مي تواني شكرگزار باشي.
به چيزي كه گذشت غم مخور ، به آن چه پس از آن آمد لبخند بزن .
هميشه افرادي هستند كه تو را مي آزارند ، با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسي كه تو را آزرده ، دوباره اعتماد نكني.

 بی تو هرگز من می میرم

بزار بگم دوست دارم یا تو یا هیچکس دیگه

به خاطر من بگو، بگو هرگز نمیری

بگو که موندگاری حرفتو پس می گیری

به خاطر من بخند تا دوباره بهار شه

عاشق قلعه نور اسب طلا سوار شه

می خوام بگم دوست دارم یا تو یا هیچکس دیگه

بی تو نفس کم میارم یا تو یا هیچکس دیگه 

  

از غم عشق چه باید کرد :می توان قصه نوشت شعر سرود

  

 

از  چشمهاي شب زده ام بجاي باران برف میبارد

 

  تا زماني كه خودتان نخواهيد ، هيچ كس نمي تواند تحقيرتان كند.(تئودور روزولت)

·       روزي شخصي بودايي را فحش و ناسزا ميداد ، بودا به وي گفت:از تو به خاطر اين هديه عالي تشكر ميكنم!اما متاسفم كه نمي توانم هديه ات را بپذيرم ، راستي اگر كسي به من هديه اي دهد و من هديه را قبول نكنم به چه كسي تعلق خواهد داشت؟

·        خواه فكر كنيد كاري را ميتوانيد انجام دهيد ، خواه فكر كنيد كه از انجام كاري ناتوان هستيد ، هميشه حق با شماست.(هنري فورد)

·       عشق از آن جهت در ما به وديعه گذاشته شده كه آن را به ديگران ببخشيم.

·       قلمرو خداوند درون ما انسانهاست.

·       هر كاري را كه دوست داري انجام بده پول خود به دنبال آن مي آيد.

·       به دنبال رستگاري و سعادت خود باش.

·       از صميم قلب خودت را دوست داشته باش.

 

·  هر روز هر قدمي كه بر مي دارم بهتر و بهتر مي شوم.

·  من اين وضعيت را به عشق الهي مي رسانم و به بهبود آن اعتماد كامل دارم.

·  نعمت هاي كائنات بي شمار هستند از اين رو همواره احساس وفور نعمت كرده و مي دانم به تمام خواسته هاي بر حق خود مي رسم.

·  من كساني را كه در حقم بدي كرده اند مي بخشم و آزاد مي شوم.

·  من مسئول تمام اتفاقاتي كه برايم مي افتد هستم.

·  من آرام هستم و مي گذارم تا همه اتفاقات خوب و شگفت امگيز برايم رخ دهند.

·  امروز، كنترل زندگي خود را در دست مي گيرم.

·  اهميت ندارد كه چه اتفاقي رخ مي دهد،نور درونم از من حمايت مي كند.

·   من عاشق زندگي هستم و زندگي نيز عشقش را نثار من خواهد كرد.

 .   با هر دم و بازدم خدا را شكر ميكنم.

.

با ازدواج كردن ما تنها صاحب يك همسر نمي شويم، بلكه صاحب دنيايي جديد مي شويم ! از اين زمان ، او يار، هم صحبت و بهترين دوست ما خواهد بود.

او شريك لحظه ها، روزها و سال هاي ما است و در خوشي و ناخوشي ، شكست و پيروزي در كنار ما مي ماند. همچنين او در روياها و ترس هاي مان با ما شريك است . وقتي بيمار هستيم ، از ما مراقبت مي كند . وقتي به كمك نياز داريم ، تمام تلاش خود را به كار مي برد و هر كاري كه بتواند انجام مي دهد . وقتي رازي داشته باشيم ، آن را نگاه خواهد داشت . صبح كه چشم هاي مان را باز مي كنيم ، اولين كسي كه مي بينيم اوست . حتي اگر در كنارمان نباشد ، به ما مي انديشد و با تمام قلب و روح و ذهنش براي ما دعا خواهد كرد. خلاصه او تمام دنياي ما و ما تمام دنياي او خواهيم شد.

شريك زندگي ما با حمايت هاي بي دريغش ، احتياچات مان را برطرف مي كند و احساس امنيت ، راحتي و آسودگي را براي ما به ارمغان مي آورد.

رابطه ميان زن و شوهر ، شگفت انگيز ترين رابطه بشري است . اين مقدار عشق ، محبت ، نزديكي ، فداكاري و آرامشي كه قلب ها را لبريز مي كند ، توصيف ناپذير است . تنها خداوند بخشنده ، با قدرت و رحمت بيكران خود و دانايي بي انتهايش مي تواند چنين احساس لطيف و چنين رابطه مباركي را ميان همسران به وجود آورد و آن را ريشه دار كند .

همسر همان فردي است كه از جانب خداوند مامور شده تا در كنار ما باشد. كسي كه عيب هاي مان را از نزديك مي بيند و آن ها را به ما گوشزد مي كند . كسي كه به ما عشق ، حمايت ، فرزند و اميد مي دهد . كسي كه در برابر ديگران پشتوانه ما است.

براي اينكه شريك خوبي براي زندگي يكديگر باشيد بايد ابتدا به تمرين زندگي بپردازيد .

تمرين زندگي

1 -همه ما درزندگي شخصي مشكلاتي با همسرمان داريم. مشكل شما چيست ؟ فرزند؟ پول؟ خانواده .... مشكل شما هر چيزي كه هست قهر نكنيد . بدترين و بچه گانه ترين كار ، قهر كردن است . البته منظور من اين نيست كه ناراحتي خود را نشان ندهيد ، اما قهر نكيد.

2 – به راحتي از كنار احتلافات اساسي خود نگذريد . مردي را مي شناختم كه بر سر رفت و آمد با والدين همسرش مشكل داست . بعد از هر رفت يا آمدي مدتي با همسرش قهر مي كرد، و يعد از مدتي آشتي مي كردند و دوباره اين چرخه ادامه پيدا مي كرد.

3 – با يكديگر بر سر مسائل ايجاد شده صحبت كنيد. حتي اگر شده شب را تا نيمه هاي شب بيدار بمانيد با همسرتان حرف بزنيد، راه حل هاي مختلف ارائه بدهيد و نظر او را جويا شويد . مانند دوست من ، كه بالاخره متقاعد شد به جاي قهر كردن با همسرش صحبت كند . آن ها پس از دو روز بحث و گفتگو عامل اصلي ناراحتي را پيدا كردند .

4 – نخواهيد كه يكديگر را محكوم كنيد و مقصر را پيدا كنيد. به دنبال راه حل اختلاف باشيد نه ضربه زدن به شخصيت يكديگر. او همسر شماست . حتي اگر مقصر هم جلوه كند باز گوشه اي از اين ناراحتي دامن شما را مي گيرد.

5 – در زندگي مشترك ، غرور بي معني ترين واژه است. عذرخواهي كردن از ابهت شما كم نمي كند. بدون اين كه خود را كوچك جلوه دهيد يا با عجز و لابه درخواست بخشش كنيد ، با منطق قاطعيت عذرخواهي كنيد.

6 – سعي كنيد هيچ لحظه اي را براي ابراز احساسات صميمانه از دست ندهيد. اجازه دهيد نزديك ترين كسان شما بدانند كه برايتان مهم هستند.

7 – قبل از ازدواج به شغل همسر خود توجه كنيد و بدانيد حرفه او همان كاري است كه او هر روز انجام مي دهد و شخصيتش بر مبناي آن شغل ساخته شده است.

8 – به شما خانم هاي عزيز توصيه مي كنم با كلماتي واضح ، بدون كنايه زدن صحبت كنيد. يادتان باشد كه يك ازدواج موفق هيچ گاه به سرعت صورت نمي گيرد و تنها بستگي به شانس يا پيدا كردن فردي خاص ندارد ، بلكه نيازمند گذشت و سختكوشي است.

9 – نيروي شتاب دهنده به موتور هر ازدواجي بايد از عشق و احساس باشد وگرنه در نيمه هاي راه باز مي ماند . آن چه باعث پذيرفتن اشتباهات ، گذشت ، همدردي و همدلي مي شود ، علاقه و احساس است . در غير اين صورت ، محيط خانواده گرم و رضايت بخش نخواهد بود.

10 – ازدواجي موفق است كه بر پايه عقل و عاطفه بنا شود . عقل مواردي را كه بايد در نظر گرفته شوند بدون دخالت عشق يررسي كند و سپس به عشق اجازه دهد تا آن ها را رنگ آميزي كرده و تابلوي زيباي خوشبختي را تكميل نمايد . عشق ، احساس و دورانديشي در ازدواج را تواما با هم درنظر يگيريد . هيچ گاه از روي اجبار ، هيجان يا حسابگري ازدواج نكنيد.

و در آخر

11 – اگر مي خواهيد عشق و علاقه خود و همسرتان را مادام العمر كنيد . اول بايد زمان كافي براي با هم بودن و ابراز محبت كردن داشته باشيد . هر از گاهي رابطه صميمانه اول ازدواج را تجديد كنيد . به انگيزه عشق و ازدواج تان بينديشيد. خاطرات گذشته را مرور كنيد . با يكديگر صادق باشيد . صداقت و اظهار پشيماني از اشتباهات باعث مي شود تا شما بيش از حد به يكديگر نزديك شويد.

طوري زندگي كنيد كه منتظر خوشبختي در آينده نباشيد . قدر همين لحظات ساده زندگي را بدانيد و هم اكنون خوشبخت باشيد.

فکر کنم کار خدا بود آشنایی من و تو     شایدم کار فرشته ای که با منه

      

              آغاز سال ۲۰۰۸ میلادی را به تمام عزیزان مسیحی و گلم تبریک میگم  

   TinyPic image

دلمو دادم به                 تو،تا(ما)بشیم

دلمو دادم به تو،تا         دیگه تنها نباشم

دلمو دادم به تو،چون     تو چشات دریارودیدم

دلمو دادم به تو،تاهمه وقت یارهمیشگیم باشی

دلمو دادم به تو،چون میدونم تنهام نمی زاری

دلمو دادم به تو،تا احساسم رو گم نکنم

دلمو دادم به تو،تا آرزوهام بشی

دلمو دادم به تو،تایکی بشیم

دلمو دادم به تو،تنها تو

دلمو دادم به تو،

تنها تو...

تو..

 

سعي كن تنها باشي زيرا تنها بدنيا امدي و تنها از دنيا خواهي رفت. بگذار عظمت عشق را درك نكني. زيرا انقدر عظيم است كه تو را نابود خواهد ...

 

زیبایی عشق به تحمل است نه به خرد شدن و فرو ریختن ...

 

وقتی تا این موقع شب(صبح) خوابت نبره، چی کار می کنی ؟!!! 

 

 

امروز بهترین روز زندگیم بود.کاش تموم نمی شد!!!!

با چنان عشقي زندگي كن كه حتي اگر بنا به تصادف در جهنم افتادي، خود شيطان تو را به بهشت بازگرداند.

برف ِ نو، برف ِ نو، سلام، سلام!
بنشين، خوش نشسته‌اي بر بام.

پاکي آوردي ــ اي اميد ِ سپيد! ــ
همه آلوده‌گي‌ست اين ايام.
"شاملو 

 این گل را برای تو چیدم

 

این گل را برای تو چیدم. پیش از آنکه آن را بچینم در شکاف صخره ای روی دامنه ی پرشیب تپه ای که بالای رودخانه سر خم کرده و جز  عقاب بلند پرواز را راهی بدان نیست، آرام آرام می رویید. سایه یشامگاهی دامن کشان پیش می آمد و در آن جا که خورشید فرو می رفت، شب تیره طاقی از ابرهای مواج چون طاق نصرتی ارغوانی که در میدان پیروزی بزرگی بر پا کنند  آورده بود. بادبان های قایق ها اندک اندک محو می شدند و بام های خانه ها چنانکه گویی از نشان دادن خود بیم دارند، دزدانه می درخشیدند.

دلدار من، این گل را برای تو از دامنه ی تپه چیدم. رنگش قرمز نیست، عطر هم نمی افشاند، زیرا ریشه ی آن از صخره ی سخت جز تلخی نصیبی نبرده است.

هنگام چیدن آن به خویش گفتم: « گل بیچاره! شاید سرنوشت تو این بود که همچون خزه ها و ابرها، از بالای قله بدرون دره ی عمیق سرازیر شوی، اما دیگر چنین نخواهد شد، زیرا من تو را به دلدار خود هدیه خواهم کرد تا روی قلب او که از این نیز عمیق تر است جان سپاری. تو را به او میدهم تا روی پستانش که درون آن دنیایی در تاب و تب است بپژمری.

آسمان تو را از آن پدید آورد که روزی با دست نسیم پرپر شوی و همراه امواج رودخانه به اقیانوس بپیوندی. اما من تو را به جای دریا بدست عشق می دهم.»

وقتی که گل را چیدم، باد امواج رود را می لرزانید و از روز بجز روشنایی پریده رنگی که اندک انک محو می شد چیری باقی نبود. اوه! نمی دانی دل من چقدر افسرده بود، زیرا در آن حین که به سرنوشت گل می اندیشیدم، احساس می کردم که همراه نسیم شامگاهان، گرداب تیره ای که در پیش پای من جای داشت روح مرا در خود فرو می برد. (ویکتور هوگو)

امید کردستانی ( معاون ارشد سایت  Google)

 

-پروفسور مجید سمیعی ( رئیس جراحان مغز جهان در آلمان )

                                       

می گن آدم برفی قلبش از یخه ، واسه همینم احساس نداره .

ولی من می گم آدم برفی خیلی هم با احساسه . با احساس تر از خیلی آدم ها .

آدم برفی قلبش سفید و پا که .

آدم برفی از نظر من عاشق ترین موجود دنیاس ، آره عاشقترین .

آدم برفی عاشق آفتاب و گرماس . واسه همینم تمامه شب رو تو سرما تنهای تنها به انتظار عشقش بیدار می مونه تا اومدن عشقش رو نظاره کنه .

اونقدر انتظار می کشه تا عشقش از راه برسه . وقتی هم که عشقش از راه رسید واسش می میره . آروم آروم آب می شه و صداش در نمیاد .

تا لحظه آخر هم با خنده به عشقش نگاه می کنه .

چه مرگه زیبا و رویایی . کمتر کسی راز عاشق بودن آدم برفی رو درک می کنه .

کاش آدم ها هم ذره ای از احساس پاک آدم برفی رو داشتن. به خصوص همونایی که می گن آدم برفی احساس نداره و قلبش از یخه ...

 

هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش

شب هنگام با یاد تو به خواب می روم .

 

صدای تو همچون لالایی شبانه در گوش من است .......

 

صورت زیبایت همیشه تابلوی چشمانم بوده .

 

موهایت همیشه آرامش دهنده قلبم است .....

 

دستان لطیف تو گرما بخش زندگی ام است .

 

قدم های استوارت توان زندگی ام است .....

 

لبهایت گوشه ای از دهکده تنهایی ام است .

 

خنده هایت زیباترین جایگاه عشق واقعی است .... 

نام من عشق است . می شناسیدم ؟؟؟؟؟

 

زخمی ام . زخمی سراپا . می شناسیدم ؟؟؟؟

 

با شما طی کردم راه درازی را . خسته ام . خسته . می شناسیدم ؟؟؟؟

 

این زمان گرچه ابری پوشانیده است رویم اما ........

 

من همان خورشید تابانم . می شناسیدم ؟؟؟؟؟؟

 

این چنین بیگانه از من رو گردانید در کف فرهاد تیشه نهادم من ......

 

من شکستم بیستون را ........ من .....من ....... من همان مهربان سالهای دورم ....

 

رفته ام از یادتان یا می شناسیدم ؟؟؟؟؟

 

نام من عشق است .......!!

نگاهت تمام وجودم را به آتش میکشد

گرمای وجودت تنم را میسوزاند

لبانت عطشم را بیشتر میکند

و نیازم به سیراب شدن را نیز

 

 

سرخ را دوست دارم .. نه اينکه همرنگ لبان توست......

 گل ياس را دوست دارم نه اينکه بوي پيراهن توست.......

 تو را دوست دارم نه اينکه تو مرا دوست داري......

تو را دوست دارم چون خدا تو را دوست دارد

و من خدا را

 

من خدا را

بگذار با چشمان تو ببینم....

بگذار در نگاه تو ذوب شوم....

بگذار درزیرباران شانه به شانه ات قدم زنم و تو برایم ازآرزوهایت ترانه بسرائی...

بگذار به قداست  عشقمان  کوچک  شوم  وقتی  با  تو  به  پرواز شاپرکهای  کنار

 برکه می خندیم...

بگذار شبها رو به ستاره ها خاطرات شیرینمان را شماره کنم...

بگذار همیشه در ذهنم مثل نگاه ا ول مهربان و پاک باشی...

بگذارنگاه مان نه به هوس که به عشق ....آنهم عشقی آسمانی درهم گره بخورد...

بگذار دلم برای تو باشد...

بگذار دلت....حالم را بپرسد...

بگذار قلبم برای تو بتپد....

بگذار آرزوهایم با تو باشد......برای تو......به خاطر تو...

بگذار خیال کنم  دوستم  داری و از این  خیال  شبها 

تا  سپیدی  روز  با  ستاره ها باشم...

 

سکوت عجیبی دارد اینجا
دیگر تنها من مانده ام و خیال بودنت،
خنده هایت و نوشته هایی که ...
با خود چه کرده ای!؟ با من چه می کنی !؟
 دلم برایت تنگ می شود وقتی می خوانمت،
وقتی بلند بلند می خوانمت
تنهایی عجیبی است، دیوانه ام می کند گاهی
 وقتی می دانم دیگر برق چشمانت را توان دیدن نیست ...
کاش اینجا بودی، درست روبروی من!
سکوت می کردیم و در آن سکوت می خواندیم همدیگر را!
 

دلم می خواد بلند بگه دوستم داره اخه منم خیلی دوستش دارم بی اون ....

من زمین زخم دیده ام که دانه در آن خواهد رست.

دانه دردی که تو افشانده ای

بیفشان درد مقدس را تا درون سینه ام رسیده شود

سراسر درد های جهان

بر دستت بوسه می زنم.

 

. دلم برات تنگ شده.....اما من...من ميتونم اين دوري رو تحمل كنم... به فاصله ها فكر نميكنم ...... ميدوني چرا؟؟ آخه... جاي نگاهت رو نگاهم مونده.....هنوز عطر دستات رو از دستام ميتونم استشمام كنم....رد احساست روي دلم جا مونده ... ميتونم تپشهاي قلبت رو بشمارم...........چشماي بيقرارت هنوزم دارن باهام حرف ميزنن.......حالا چطور بگم تنهام؟؟چطور بگم تو نيستي؟؟چطور بگم با من نيستي؟؟آره!خودت ميدوني....ميدوني كه هميشه با مني....ميدوني كه تو،توي لحظه لحظه هاي من جاري هستي....آخه...تو،توي قلب مني...آره!تو قلب من....براي همينه كه هميشه با مني...براي همينه كه حتي يه لحظه هم ازم دور نيستي...براي همينه كه ميتونم دوريت رو تحمل كنم...آخه هر وقت دلم برات تنگ ميشه...هر وقت حس ميكنم ديگه طاقت ندارم....ديگه نميتونم تحمل كنم...دستامو ميذارم رو صورتم و يه نفس عميق ميكشم....دستامو كه بو ميكنم مست ميشم...مست از عطر ت. صداي مهربونت رو ميشنوم ...و آخر همهء اينها...به يه چيز ميرسم.....به عشق و به تو.....آره...به تو....اونوقت دلتنگيم بر طرف ميشه...اونوقت تو رو نزديكتر از هميشه حس ميكنم....اونوقت ديگه تنها نيستم حالا من اين تنهايي رو خيلي خيلي دوسش دارم.. به اين تنهايي دل بستم...حالا ميدونم كه اين تنهايي خالي نيست...پر از ياد عشقه.. پر از اشكهاي گرم عاشقونه ...

با گريستن زاده مي شويم و با گريستن از دنيا مي رويم و ميان اين دو سادگي معمايي ميسازم به نام زندگي

امشب که با تمام وجود دوستی را می جویم ٬ نیستی تا دستهایت را بگیرم و بگویم چشم هایم فقط در تبعید انتظار تو به ره دوخته شده و حریم خود را برای دیدار دیگری نگشوده اند. نمی دانم.... نمی دانم چرا بودن در کنار تو چیزیست مثل خیال مثل فریادی شکسته. پس ای روشنی بخش زندگیم ٬ بیا و باور کن که انتظار برایم آهنگ مرگ است. آه . . ای دل آرام باش و به یاریم بشتاب ٬ تا به عزیزتر از جانم راز دل بگشایم٬ ای قلم که رنگت نشان از صداقت توست و آرامش بخش روح و جان بیا تا با کمک که تو و احساس درونم به او بگویم ٬ بگویم چشم انتظار توام ای روح بخش زندگیم٬ ای ماندگارترین لبخند و ای ترنم هموراه بهار . . برای من در کنار تو بودن مثل تمام لحظه ها زیباست به زیبایی مهربانیت ٬ به زیبایی صدایت . . . آری نوازنده صدایت تارهای وجودم را لرزاند و در آن هنگام بود که اولین آهنگ زندگیم نواخته شد٬ کار تو بود براستی کار تو بود . . . زندگی هیچ بهانه ای دستم نداده بود که دوستش داشته باشم ولی تو این کار را کردی . . می خواهم بدانی که حتی اگر فرسنگ ها دورتر از من باشی ٬ همیشه و همه حال تو را در کنارم حس خواهم کرد ٬ حتی اگر روزی آخرین دقایق زندگیم باشد ٬ ستاره های سیاه ترین شب ها را به امید آمدنت خواهم شمرد.

عاشق واقعی کسی است که معشوق خود را آزاد می گذارد تا خودش باشد. در عشق اجباری نيست.

عشق يعنی امکان انتخاب به معشوق دادن. برای آنکه کسی يا چيزی را بدست آوری٬ رهايش کن...

هرگز از این غمگین نخواهم بود،

 

که چرا دوست ام نمی داری!

 

خوش ام ،که می توانم

 

جاودان

           دوست ات بدارم!

 

کلیدِ بودنِِ همیشه

عشق است

چرا که عشق آزادی است

و آزادی

رهایی از بند ها

و هر انکه عشق می ورزد

جاودان خواهد شد

 

از خدا پرسيدم دوست داريد بندگانتان چه بياموزند؟ گفت: "بياموزند که آنها نمي توانند کسي را وادار کنند، عاشقشان باشد" "بياموزند که انسانهايي هستند که آنها را دوست دارند اما نمي دانند که چگونه عشقشان را ابراز کنند..."

 

عشق را دوست دارم اگه عاشقم تو باشی                                             

 زندگی را دوست دارم اگه تو با من باشي

 تو همانند ستاره ای هستی که شب تاریك

من را روشن میکند

عشق با تو معنا پیدا می کند

واژه زندگی با تو شکل میگیرد

اما ای نازنین بدان که همواره تو را در

سر حد جنون دوست دارم و همیشه

در قلبم وجود  داری

 دوست دارم

آری به او بگوئید

بگوئید که من

تا ابد در کنارش می مانم

به او بگوئید که همیشه به یادش هستم

به او بگوئید که فقط او را می پرستم

به او بگوئید که بدون حضورش من هم نخواهم ماند

به او بگوئید که تمام خاطراتم با یاد اوست

به او بگوئید که روزی دستانم را به دستانش می رسانم

به او بگوئید که تمام آن شبهای بارانی را فدای چشمانش می کنم

به او بگوئید که قلبم فقط به عشق و یادش می تپد

به او بگوئید...بگوئید که اسیر برق نگاهش شده ام

آری به او بگوئید

بگوئید که...عاشق شده ام

و تنها او را دوست می دارم